معنی زیر از میانه

معنی زیر از میانه

6 بازدید
[ اَ نَ / نِ ] (ص مرکب) کنایه از زبون بودن و بد بودن باشد. (برهان). یعنی زبون. (فرهنگ رشیدی). کنایه از زبون باشد. (انجمن آرا). بمعنی چیز زبون کمتر از حد وسط است. (انجمن آرا) (آنندراج). زبون و سست و ناتوان و خوار و پست و درمانده. (ناظم الاطباء): اسبی چنانکه دانی زیر از میانه زیر از کاهلی که بود نه سکسک نه راهوار. انوری (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا). آنکو نخواست قدر ترا برتر از فلک کارش چو کار خادم زیر از میانه باد. کمال اسماعیل (از فرهنگ رشیدی) (از انجمن آرا). رجوع به زیرمیانه شود.

کلمات هم‌قافیه با «زیر از میانه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید