معنی زیری
7 بازدید
(حامص) پایین بودن. خلاف برتری : شمس دلالت کند بر زیری آتش. (التفهیم). گر آیی بر این در، دلیری مکن تمنای بالا و زیری مکن.نظامی. مبرا حکمش از زودی و دیری منزه دانش از بالا و زیری .نظامی.(اِخ) دهی از دهستان ملایعقوب است که در بخش مرکزی شهرستان سراب و هیجده هزارگزی خاور این شهرستان واقع است و ۳۷۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۴).
کلمات همقافیه با «زیری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر