معنی زیرپاکشی کردن
5 بازدید
[ کَ / کِ کَ دَ ] (مص مرکب) با زرنگی کسی را به گفتن اسرار واداشتن. به گربزی و زرنگی کسی را به افشای درون خود داشتن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). از کسی (مانند بچه و خدمتکار) حرف درآوردن و در باب مسائلی که باید پنهان بماند از آنان اطلاعاتی کسب کردن. تحقیق و اطلاع در باب اسرار مردم. (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده). رجوع به زیرپاکشی و زیرپا کشیدن شود.
کلمات همقافیه با «زیرپاکشی کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر