معنی زیرهآب دادن
4 بازدید
[ رَ / رِ دَ ] (مص مرکب) فریب دادن و وعدهٔ دروغ نمودن، چه زیره را بوعدهٔ آب فریب داده پرورش دهند. (از فرهنگ رشیدی). کنایه از فریب دادن و وعدهٔ دروغ کردن. (آنندراج): زیره آبی دادشان گیتی و ایشان بر امید ای بسا پلپل که در چشم گمان افشانده اند. خاقانی. چون پلپلم بر آتش نعره زنان و سوزان کز زیره آب دادن جانان چه خواست گوئی. خاقانی. رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «زیرهآب دادن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر