معنی زیرمشق
6 بازدید
[ مَ ] (اِ مرکب) چیزی باشد از چرم و کاغذ که اوراق را بر آن گذاشته می نویسند تا دست فرسود نشود و بمجاز، هر چیزی را که به زیر چیزی گذاشته بر آن کار کنند. (آنندراج) (ناظم الاطباء): پی بر افغان ما نبرده کسی دل بود زیرمشق نالهٔ ما. ملامفید (از آنندراج). رجوع به زیرمشقی شود.
کلمات همقافیه با «زیرمشق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شق» برای سرودن شعر