معنی زیرقان
6 بازدید
(اِ) نام ماهی است از ماههای ملکی. (برهان). در برهان لفظاً و معناً غلط است. زِبَرقان با باء موحده صحیح است بمعنی ماه یعنی قمر و عربی است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). صاحب جهانگیری گفته نامی است از نامهای ماه و این بیت را از ملامظهر شاهد آورده : آسمان درگاه دستوری که سر بر آستانش هفت اختر از زحل تا زیرقان آورده است. در برهان گوید نام ماهی است از ماههای ملکی و هر دو خطا کرده اند. اولاً زیرقان بکسر نیست، دوم به یای نیست و نامی از نامهای ماه نیست و ماه ملکی نیست، زبرقان به زای مکسور به بای ابجد زده است و بمعنی قمر است و آن نیز عربی است و پارسی نیست و قال صاحب القاموس: الزبرقان بالکسر؛ القمر. (انجمن آرا) (آنندراج). از صاحب برهان در بیان این لغت بدو وجه سهو واقع شد: اول اینکه زبرقان در قاموس با بای ابجد موجود است و در اینجا با یای حطی نوشته، دوم اینکه در بیان معنی گفته که نام ماهی است از ماههای ملکی، حال آنکه صاحب قاموس گفته: الزبرقان بالکسر؛ القمر. (حاشیهٔ برهان چ معین). رجوع به زبرقان شود.(اِخ) مکانی بر راه بلخ به غزنین : پس لشکر از راه درهٔ زیرقان و غوروند بکشیدند و بیرون آمدند و سه روز مقام کردند با نشاط شراب و شکار به دشت حورانه. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۴۶ و چ فیاض ص ۲۴۷).
کلمات همقافیه با «زیرقان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر