معنی زیرزمینی
5 بازدید
[ زی زَ ] (ص نسبی) تحت الارضی: اشیاء زیرزمینی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). منسوب به زیر زمین. (فرهنگ فارسی معین): در روی زمین ز سگ دوان تر وز زیرزمینیان نهان تر. نظامی. - ترن زیرزمینی؛ قطاری که مسیرش در زیر زمین است. مترو. (فرهنگ فارسی معین). - عملیات زیرزمینی؛ عملیات مخفیانه. کارهای پنهانی. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «زیرزمینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر