معنی زیردستی

معنی زیردستی

6 بازدید
[ دَ ] (حامص مرکب) اطاعت و فرمانبرداری و فروتنی. (ناظم الاطباء). کهتری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): اگر من سزاوار شاهی نیم مبادا که در زیردستی زیم.فردوسی. پر از لابه و زیردستی و درد نخست آفرین بر جهاندار کرد.فردوسی. تو او را به تن زیردستی نمای یکی در سخن نیز چربی فزای.فردوسی. ترا گر دست بالا می پرستم بحکم زیردستی زیردستم.نظامی. ای شش جهت از بلند و پستی مملوک ترا به زیردستی.نظامی. - زیردستی کردن؛ فروتنی کردن. کهتری کردن. اطاعت و فرمانبرداری کردن : به بالاترین پایه پستی کند همان دعوی زیردستی کند.نظامی. به ارمن در، آتش پرستی کند دگر شاه را زیردستی کند.نظامی. چه کنند اگر زبونی نکنند و زیردستی. سعدی. || (ص نسبی، اِ مرکب) آنچه بزیر کاغذ نهند تا نوشتن آسان شود. زیرمشقی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || بشقاب که گذارند در سر سفره یا میز عصرانه و صبحانه تا فضول میوه و جز آن در آن ریزند. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بشقابهای کوچک چینی یا فلزی یا پلاستیک که برای گذاشتن شیرینی و آجیل و نظایر آن مستعمل است و در سر سفره در آن سبزی خوردن و پنیر و دیگر مخلفات و خوراکیهای غیراساسی را می گذارند. (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده).

کلمات هم‌قافیه با «زیردستی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید