معنی زیرتنگ
6 بازدید
[ تَ ] (اِ مرکب) مقابل زبرتنگ. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). تنگ ستور. (ناظم الاطباء): زیر و زبر شود دل خصم تو در نبرد زینت چو بسته شد به زبرتنگ و زیرتنگ. سوزنی (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زبرتنگ شود. || آفتاب. (ناظم الاطباء) (از اشتینگاس).
کلمات همقافیه با «زیرتنگ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نگ» برای سرودن شعر