معنی زیرانداز
6 بازدید
[ اَ ] (اِ مرکب) هر پارچه ای که در زیر پای گسترانند و نهالی و توشک. (ناظم الاطباء). فرش. مقابل روانداز. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا): زیراندازش زمین است و رواندازش آسمان. (یادداشت ایضاً). || فرشی است که زیر قلیان گذارند. (آنندراج). پارچه ای که در زیر غلیان گسترانند. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زیرانداز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر