معنی زیرآبکی
6 بازدید
[ بَ ] (ص نسبی) به نهانی. در جایی به آب فروشدن و در جایی دیگر سر برآوردن شناگران. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). نوعی شناست که شناوران بدان ترتیب در زیر آب راه پیمایند و از جایی در آب سر فروبرده از جای دیگر سر برآورند. گاه در مقام مزاح و استعاره «زیرآبکی رفتن» بمعنی کار پنهانی کردن و یواشکی عملی را انجام دادن استعمال میشود. (فرهنگ عامیانهٔ جمال زاده).
کلمات همقافیه با «زیرآبکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر