معنی زیدک
5 بازدید
[ دَ ] (اِ) غلام بچهٔ ترک مقبول را گویند. (برهان) (ناظم الاطباء). همان ریدک است که کودک نابالغ باشد و در رود گذشت. زیدک غلط است که صاحب برهان گفته. (انجمن آرا) (آنندراج). غلام امرد بود. (اوبهی). در کلمهٔ «رود» صاحب انجمن آرا می گوید: «ریدک» اصلش «رودک» یعنی فرزند کوچک و در تحفة الاحباب هم زیدک ضبط شده و برهان زیدک و ریدک هر دو را ضبط کرده است، ولی در دو نسخهٔ حاشیهٔ فرهنگ اسدی نخجوانی با زاء معجمه ضبط شده و گوید زیدک غلام امرد بود. فردوسی گوید: چو از دل گسل زیدکان سرای ز دیبا بناگوش و دیبا قبای. (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). پهلوی «رتک» (پسر، غلام جوان)، قیاس شود با گیلکی «ری» و مازندرانی «ریکا»(پسر). (حاشیهٔ برهان چ معین، ذیل ریدک).
کلمات همقافیه با «زیدک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر