معنی زیج نشستن
7 بازدید
[ نِ شَ تَ ] (مص مرکب) در تداول، مدتی دراز انزوا گزیدن. روزهای بسیار در خانه منزوی بودن و به دیدار کسان و خویشان و آشنایان نشدن. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زیج نشستن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر