معنی زیتی
7 بازدید
[ زَ / زِ ] (ص نسبی) رنگی باشد زرد که به سبزی زند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). منسوب به زیت. به رنگ زیت. (یادداشت ایضاً). بیرونی در ذیل انواع جواهر و یاقوتها آرد: ... و من اشباهه الکرکهن فی جمیع انواعه، فمنه الخلوقی و الزیتی و الفستقی و... (الجماهر ص ۸۴). رجوع به همین کتاب ص ۷۶ و ۷۸ شود. و دلیل [ یعنی قاروره ] اندر بیشتر وقتها زیتی تمام باشد و گاه باشد که به سرخی گراید. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زیتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر