معنی زیتون تلخ
5 بازدید
[ زَ / زِ نِ تَ ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) درختی است از تیرهٔ سماقیان که دستهٔ جداگانه ای از این تیره به نام آزادرخت ها را به وجود می آورد. گلهایش بنفش و میوه اش سمی است. (فرهنگ فارسی معین). نامی است که در مازندران به «زنزلخت» دهند. این درخت در جنگلهای ساحلی خزر، لاهیجان، رامسر، نور، میاندره و هم در آستارا هست. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). درختی است از تیرهٔ ملیاسه و از جنس ملیا گونه ای که در جنگلهای شمال موجود است آزادرخ می باشد. آنرا در مازندران زیتون تلخ، در نور شال پستانه، در لاهیجان شیطان زیتون، در رامسر دیوزیت و در آمل شال سنجد می خوانند. گونهٔ دیگری از جنس ملیا در بندرعباس و چاه بهار موجود است که هنوز نام علمی آن تعیین نگردیده و گویا از خارج به ایران آورده باشند. آنرا در چاه بهار و عباسی چربش می نامند. زیتون تلخ درختی است که به ۱۰ تا ۱۵ متر بلندی می رسد، چوبش زرد یا پشت گلی و سخت است و در درودگری و ساخت ادوات موسیقی بکار می رود. این درخت را در تهران و بعضی نقاط دیگر برای زینت باغ می کارند. (جنگل شناسی کریم ساعی ج ۱ ص ۲۴۹). رجوع به زنزلخت و شال پستانه شود.
کلمات همقافیه با «زیتون تلخ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لخ» برای سرودن شعر