معنی زیتون بری
6 بازدید
[ زَ / زِ نِ بَ رْ ری ] (ترکیب وصفی، اِ مرکب) زیتون وحشی. (فرهنگ فارسی معین). زیتون الحبش. زیتون الکلبة. اُتُم. عُتُم. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به زیتون الحبش و زیتون شود.
کلمات همقافیه با «زیتون بری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر