معنی زیب خسرو

معنی واژه زیب خسرو

5 بازدید
[ خُ رَ ] (اِخ) شهری که نوشیروان آن را بنا کرد. (از فهرست ولف). نام شهری است که نوشیروان به صورت انطاکیه ساخت. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): یکی شهر فرمود نوشین روان بدو اندرون آبهای روان بکردار انطاکیه چون چراغ پر از گلشن و کاخ و میدان و باغ بزرگان روشندل و شادکام ورا زیب خسرو نهادند نام چو شد زیب خسرو چو خرم بهاربهشتی پر از رنگ و بوی نگار... یکی مرد ترسا گزین کرد شاه بدو داد فرمان و گنج سپاه بدو گفت کاین زیب خسرو تراست غریبان و این خانهٔ نو تراست.فردوسی. بفرمود تا بند برداشتند بدین شهر نوشاد بگذاشتند. فردوسی (یادداشت ایضاً). زیب خسرو از اقلیم دویم است و توابع هند است انوشیروان عادل ساخت. (نزهة القلوب چ گای لیسترانج ج ۳ ص ۲۵۴).
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید