معنی زیبی
7 بازدید
[ بی ی ] (ع ص نسبی) زیباوی. رجوع به همین کلمه شود.[ زَ ] (ص نسبی) منسوب است به زیب که قریه ای است در ساحل بحرالروم بر کنار عکا. (از انساب سمعانی). منسوب است به زیب، روستائی نزدیک عکا. (از معجم البلدان). رجوع به زیب شود.[ زَ ] (اِخ) حسن بن الهیثم بن علی التمیمی الزیبی، مکنی به ابوعلی. وی از حسن بن الفرج الغزی در غزة استماع نمود و ابوبکر احمدبن محمد عبدوس النسوی از او روایت کرد. (از معجم البلدان). رجوع به زیب شود.
کلمات همقافیه با «زیبی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بی» برای سرودن شعر