معنی زیبل
8 بازدید
[ بِ ] (ع اِ) بلا و داهیة و آفت. (ناظم الاطباء). رجوع به «زئبل» شود.
کلمات همقافیه با «زیبل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بل» برای سرودن شعر