معنی زیبق

معنی زیبق

6 بازدید
[ بَ / زَ بَ ] (معرب، اِ) معرب جیوه که بمعنی سیماب است. (غیاث). معرب زیوه که جیوه به جیم تازی مبدل و سیماب مرادف آن است. (آنندراج). زئبق. معرب ژیوه (جیوه). (فرهنگ فارسی معین). مأخوذ از زئبق عربی، سیماب و جیوه. (از ناظم الاطباء). در اصطلاح ارباب صناعت کیمیا، یکی از ارواح باشد. (مفاتیح، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). معرب ژیوه و جیوه. (یادداشت ایضاً). سیماب. (دهار). به فارسی سیماب و جیوه نامند. از جملهٔ فلزات و معدنی است شبیه به نقره ای گداخته و از گداز سنگهای سرخ شنجرفی بهم می رسد و در بعضی بلاد بارده مثل مغرب و روم و اقلیم هفتم قطراتی است که از خاک متکون می گردد و در غیر ظروف شیشه و سرب و قلعی و جلد سگ آبی و طلا نقره معدوم میشود... و چون غیرمفتول او را با نقرهٔ خالص حل نموده بر مس بمالند و به آتش برند مس را مفضض گرداند. (تحفهٔ حکیم مؤمن). جسمی است فلزی بصورت مایع برنگ نقره ای که بزبان عامیانه «ویف-ارژان» نامند و چون با فلز دیگری ترکیب شود آنرا ملغمه نامند. این فلز اغلب در طبیعت بصورت سولفور یافت می شود و آنرا «سینابر» خوانند که آن را پس از حرارت دادن در کوره بکار برند. در اتریش و کالی فرنیا و اسپانی یافت میشود. علامت آن در شیمی «gH» و وزن مخصوص آن ۵۹/۱۳ است. سفید و درخشان است و تنها فلزی است که در طبیعت بصورت مایع در حرارت معمولی یافت میشود. این فلز در برودت «۴۰-» درجهٔ سانتی گراد منجمد میشود و در حرارت ۳۵۷ درجهٔ سانتی گراد به جوش می آید و در فیزیک برای ساختن میزان الهوا و میزان الحراره و دیگر چیزها مورد استفاده قرار دهند و نیز در سفیدگری و ساختن آیینه و مخصوصاً در استخراج زر و سیم که بسهولت با این دو فلز ترکیب میشوند، استفاده می کنند. این فلز همچنین در پزشکی نیز مورد استعمال دارد. ولی تمام نمک های این فلز زهرناک است و جذب آن موجب مسمومیت میشود. (از لاروس). ... جیوه را چینی و هندیهای قدیم می شناختند و در مقبره های مصری در حدود ۱۵۰۰ سال قبل از میلاد مشاهده شده است. کانهٔ عمدهٔ آن شنجرف است. از معادن الماذن (المعدن) بیش از ۲۵۰۰ سال است که بلاانقطاع شنجرف استخراج شده است. قوس جیوه عبارت است از تخلیهٔ برق در بخار جیوهٔ محتوی در یک لولهٔ خلأ و از سرشارترین منابع تشعشعات فوق بنفش است. در عادی ترین شکل آن، یکی از الکترودها از جیوه است و در محفظهٔ مناسبی در انتهای یک لولهٔ کوارتزی جا دارد. چون این لوله ها معمولاً با ولتاژ معتدلی کار می کنند باید قبلاً روانهٔ (جریان) موقتی از جیوه، از یک الکترود به الکترود دیگر وارد لوله کرد. در نتیجهٔ این عمل، جیوه هادی برق و داغ میشود و لوله را از بخار جیوه پر میکند، پس از آن جریان را قطع می کنند و قوس بر جا می ماند. مورد استعمال عمدهٔ آن برای تبدیل جریان متناوب برق است به جریان مستقیم. برای ضدعفونی کردن آب و در عکاسی نیز بکار می رود. (از دائرة المعارف فارسی). رجوع به اختیارات بدیعی و تحفهٔ حکیم مؤمن و الفاظالادویه و ترجمهٔ صیدنه و لکلرک و جیوه در همین لغت نامه شود. - زیبق اصفر؛ یاسمین زرد است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). - زیبق به گوش ریختن؛ کنایه از کر گردانیدن گوش. (آنندراج): چون اهل راز نکته سرایند گوش دار زیبق به گوش ریز چو تقریر می کنند. عرفی (از آنندراج). رجوع به ترکیب بعد شود. - زیبق در گوش افگندن؛ باعث ناشنوائی و اذیت می گردد. (غیاث). زیبق در گوش کردن. رجوع به ترکیب قبل و بعد شود. - زیبق در گوش کردن؛ کنایه از ناشنوا کردن : زیبقم در گوش کن تا نشنوم یا درم بگشای تا بیرون روم. سعدی (گلستان). - زیبق مجزا؛ قطرات باران و اشک چشم. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «زیبق»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «بق» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید