معنی زیار

معنی زیار

7 بازدید
(ع اِ) زوار. لبیشهٔ ستور. (منتهی الارب) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). || هر چیز که صلاح چیزی باشد. (ناظم الاطباء). || رسنی که میان پاردم و سینه بند شتر کنند. (ناظم الاطباء). به همهٔ معانی رجوع به زوار شود.
(ع اِ) زیارة. کمان و قوس. (ناظم الاطباء).
(اِخ) نام مردی بوده از اکابر امرای گیلانات و مازندران، اصل ایشان از پارسیان زردشتی. وقتی حکمرانی مازندران یافتند و از اولاد او مردآویج به سپهسالاری تبرستان و ری، تا شهر زنگان رسید... (انجمن آرا) (آنندراج). که نسبش به ارغش پیوسته میشود و پدر ملوک آل زیار است. (از حبیب السیر). نامی از نامهای ایرانی و از جمله نام پدر مردآویج سرسلسلهٔ ملوک ایرانی نژاد در گرگان و ... (از یادداشت بخط مرحوم دهخدا). رجوع به آل زیار شود.
(اِخ) دهی از دهستان بالا لاریجان است که در بخش لاریجان شهرستان آمل واقع است و ۱۷۵ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۳).
(اِخ) دهی از دهستان میان دربند است که در بخش مرکزی شهرستان کرمانشاهان واقع است و ۱۵۰ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
(اِخ) دهی از دهستان براآن است که در بخش حومهٔ شهرستان اصفهان واقع است و ۴۵۹ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱۰).

کلمات هم‌قافیه با «زیار»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ار» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید