معنی زیادهسر
6 بازدید
[ دَ / دِ سَ ] (ص مرکب) کنایه از کسی است که زیاده بر حالت خود معتقد خود باشد و کاری و مهمی را که از عهدهٔ آن برنتواند آمد پیش گیرد و به انجام نرساند. (برهان) (از ناظم الاطباء). کسی که از اندازهٔ خود پا بیرون نهد و بیشتر معتقد خود باشد. (فرهنگ رشیدی) (از آنندراج) (از غیاث). سرکش و مغرور و خودپسند. (غیاث) (ناظم الاطباء): چه شد ار دشمنت زیاده سر است ذوالفقار تو هم دو سر دارد. اشرف (از آنندراج). رجوع به مادهٔ بعد شود.
کلمات همقافیه با «زیادهسر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سر» برای سرودن شعر