معنی زیادتی
6 بازدید
[ دَ ] (حامص) فراوانی و بسیاری و کثرت و افزونی. (ناظم الاطباء). مزیدعلیه زیادت به زیادت تحتانی. (آنندراج). مزیت. فضل. بیشی. فزونی. کثرت. افزونی. بسیاری. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). افزونی. فراوانی. بیشتری. (فرهنگ فارسی معین): تو را به اصل بزرگ ای بزرگوار کریم زیادتی است بر آزادگان همه هموار.فرخی. و ثمرهٔ این اعتراف و رضا آن است که احاطه کند زیادتی فضل خدا را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۳۰۹). در طلب زیادتی قدم نمی گذارم. (کلیله و دمنه). زیادتی مطلب کار بر خود آسان کن صراحی می لعل لب چو ماهت بس. خواجهٔ شیراز (از آنندراج). بر جسم آنقدر که فزودیم همچو شمع شد مایهٔ زیادتی اشک و آه ما. صائب (از آنندراج). || (اِ) بقیه و باقیمانده. || زاید و افزون و علاوه و بیشتر. (ناظم الاطباء). - زیادتی طلب؛ آنکه زیاده از مقسوم خواهد. (از آنندراج): ز بسکه مردم عالم زیادتی طلب اند ز هر کناره برآید هزار ابن زیاد. شفیع اثر (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «زیادتی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تی» برای سرودن شعر