معنی زیادة

معنی زیادة

7 بازدید
[ دَ ] (ع مص) افزون کردن و افزون شدن. (زوزنی) (ترجمان القرآن). افزون کردن. (دهار). افزون شدن و افزون کردن (لازم و متعدی). یقال: زاده اللََّه خیراً و زاد فیما عنده. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد). || (اِمص) افزونی. یقال: افعل ذلک زیادة، و العامة تقول زائدة. ج، زیادات، زیائد. (ناظم الاطباء) (از منتهی الارب) (از آنندراج). زیاده. زیادت. افزونی. فراوانی. (فرهنگ فارسی معین). افزونی. (کشاف اصطلاحات الفنون). رجوع به مادهٔ بعد شود. - حروف الزیادة؛ امان و تسهیل است. (منتهی الارب) (آنندراج). حروف الیوم تنساه و یا حروف امان و تسهیل. (ناظم الاطباء). - زیادةالقمر؛ ماه که رو به فزونی دارد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): و انما سمی سالنیطس و افروسلوین لانه یوجد باللیل فی زیادةالقمر. (ابن البیطار، یادداشت ایضاً). - زیادةالکبد؛ زائدةالکبد. پاره ای از جگر جدا و متعلق بدان. (از منتهی الارب). رعامی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زائدهٔ آن: الولد کبد ذی الولد، و ولدالولد زیادةالکبد. (اقرب الموارد). || (اصطلاح فقه) در اصطلاح فقهی، افزونی باشد که در مبیع پدید آید، و آن افزونی یا پیوسته به مبیع است یا جدا از آن و هر کدام یا از خود مبیع بوجود آمده یا از غیر مبیع. زیاده ای که متصل به مبیع و متولد از آن است مانند: چاقی و جمال. زیاده ای که متصل به مبیع است و متولد از آن نیست مانند: رنگ کردن پارچه و یا خیاطت آن و یا احداث بناء در زمینی. و زیاده ای منفصل از مبیع که متولد از آن است مانند: میوهٔ درخت و بچهٔ حیوان. و زیادهٔ منفصلی که متولد از مبیع نیست مانند: کاری که مبیع انجام داده و یا گرانی قیمتی که پیدا کرده است. (از کشاف اصطلاحات الفنون).
[ دَ ] (اِخ) ابن زیدالصمة القشیری. شاعری از عرب و مفضل بن سلمة اشعار او را گرد کرده است. (ابن ندیم، یادداشت بخط مرحوم دهخدا).

کلمات هم‌قافیه با «زیادة»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «دة» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید