معنی زکش
4 بازدید
[ زَ کَ ] (ص اِ) لذت و طعم و زمخت را گویند و به عربی عفص خوانند. (برهان) (آنندراج). زمخت و عفص و هر چیز که دهن را جمع کند. (ناظم الاطباء). زمخت. (فرهنگ جهانگیری) (فرهنگ رشیدی): اوست بزغاله ای که چون سگ ده گرم در من فتاد سرد و زکش. پوربهای جامی (از فرهنگ جهانگیری و رشیدی).
کلمات همقافیه با «زکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر