معنی زکریاالانصاری
5 بازدید
[ زَ کَ ری یَلْ اَ ری ی ] (اِخ) ابن محمدبن زکریا الانصاری السنیکی المصری، مکنی به ابویحیی (۸۲۳ -۹۲۶ هـ . ق.). شیخ الاسلام و قاضی مفسر و از حفاظ حدیث بود. در سنیکه (ناحیه ای به شرق مصر) متولد شد و به عسرت زندگی می کرد و گاهی بر اثر شدت گرسنگی پوست خربزه را شبانگاه جمع میکرد و پس از شستن، آنها را می خورد؛ ولی چون مقام فضل او آشکار شد برای او هدایائی میرسید و کتابهای نفیسی گرد می آورد و خوانندگان را به مال و دانش بهره مند می ساخت و در زمان سلطان قایتبای چرکسی به اصرار فراوان منصب قاضی القضاتی را پذیرفت و چون در بعضی از اعمال سلطان عدول از حق را مشاهده کرد، نظر خود را بوی نوشت و او را از ظلم بر حذر داشت و سلطان او را از این شغل معزول ساخت و تا آخر عمر به امور علمی پرداخت. او راست: فتح الرحمن در تفسیر، شرح بخاری، فتح الجلیل، تعلیقی بر تفسیر بیضاوی، شرح ایساغوجی در منطق، شرح الفیهٔ عراقی، شرح شذور الذهب در نحو و جز اینها. رجوع به اعلام زرکلی ج ۱ ص ۳۳۴ شود.
کلمات همقافیه با «زکریاالانصاری»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ری» برای سرودن شعر