معنی زچ
9 بازدید
[ زَ ] (ص، اِ) مخفف زاچ (زن نوزای). (فرهنگ نظام).[ زُ ] (اِ) تیر پرتاب باشد که پیکان آنرا از استخوان فیل و شاخ قوچ و گاومیش و امثال آن سازند. لغتی (لهجه ای) است در زج (با جیم) بدین معنی. (از برهان قاطع). رجوع به زُچّ شود. || کوتاهترین تیرها را گویند. لغتی است در زج. (برهان قاطع). || لغتی است در زج بمعنی قراقروت. (از برهان).[ زُچ چ ] (اِ) تیر پرتاب. (شرفنامهٔ منیری). و رجوع به زُچ شود.
کلمات همقافیه با «زچ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زچ» برای سرودن شعر