معنی زوفرا
7 بازدید
[ فَ ] (اِ) تخم دارویی است که آن را به شیرازی آهودوستک خوانند و برگ آن مانند کرفس باشد. گزندگی عقرب را نافع است. (برهان) (آنندراج). قسمی از خرای بری است. (تحفهٔ حکیم مؤمن). خرا. دینارویه . فاناقس. اسقلیپوس و بعضی گویند خرا، زوفرا نباشد. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). انیسون بری. (ناظم الاطباء). رجوع به ترجمهٔ صیدنه و اختیارات بدیعی و خرا و دینارویه و لکلرک ج ۲ ص ۲۲۵ شود.
کلمات همقافیه با «زوفرا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «را» برای سرودن شعر