معنی زوف
9 بازدید
[ زَ ] (ع مص) بال وا کردن کبوتر و دم کشان رفتن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ ] (ع اِ) مقدار بسیار: بالزوف؛ به فراوانی. (از دزی ج ۱ ص ۶۱۴).
کلمات همقافیه با «زوف»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وف» برای سرودن شعر