معنی زور بردن
6 بازدید
[ بُ دَ ] (مص مرکب) در تداول، صعب بودن. مشکل بودن: این کار زور می برد که مطابق میل او شود. (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زور بردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر