معنی زوره
7 بازدید
[ زَ / زُو رَ / رِ ] (اِ) بمعنی فقره است و فقره در عربی مهره های پشت را گویند و بطریق مجاز بر فقرات سخنان نثر استعمال کنند. (برهان). فقره و مهرهٔ پشت و سخن بلیغ و سوره. (ناظم الاطباء). کلمه ای است که در کتب پارسیان باستانی بمعنی باب و سوره آمده و بمعنی نیرو و قوت نیز مناسب است و در برهان گفته بر فقرات پشت و کلمات نثر استعمال نمایند و رساله ای در نزد من از کتب پارسی حاضر است که فقره به فقره را زوره بمنزلهٔ باب و فصل قرار داده و در حکمت است و زورهٔ باستانی نام دارد و مترجم آن آذرپژوه نام دارد. (انجمن آرا) (آنندراج). از برساخته های فرقهٔ آذر کیوان و نیز نام کتابی است از این فرقه «در شناختن آغاز و انجام و زمان و جهان و جهانیان و شناخت راه نیک از بد و غیرها» گفتار ابراهیم زردشت پیغمبر ایران (!) ترجمه و توضیح آذرپژوه اسپهانی و این کتاب در «آیین هوشنگ» به سال ۱۲۹۶ هـ . ق. در تهران به چاپ سنگی رسیده است. (حاشیهٔ برهان چ معین). - زورهٔ زردشت؛ نامه ای است که شت زردشت برای پادشاه هند نوشته. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زوره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر