معنی زوردست
7 بازدید
[ دَ ] (ص مرکب) قوی. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): دلیری به رزم اندرون زوردست همان پاکدینی و یزدان پرست. فردوسی (یادداشت ایضاً). رهی گشتند او را زوردستان ز دل کردند بیرون مکر و دستان. (ویس و رامین).
کلمات همقافیه با «زوردست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر