معنی زورة
5 بازدید
[ زَ رَ ] (ع اِمص) دوری . (منتهی الارب) (آنندراج). دوری و بعد. (ناظم الاطباء). || یک بار زیارت کردن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). یک بار. (از اقرب الموارد). المرة الواحدة و امرأة زائرة... (تاج العروس ج ۳ ص ۲۴۸). || (ص) شتر ماده که جهت شدت و صلابت و حدت بدنبالهٔ چشم نگرد. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).[ زو / زَ رَ ] (اِخ) موضعی است نزدیک کوفه. (منتهی الارب). رجوع به معجم البلدان شود.
کلمات همقافیه با «زورة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رة» برای سرودن شعر