معنی زورانیدن
7 بازدید
[ دَ ] (مص) مانده و خسته شدن و آزرده گشتن. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زورانیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر