معنی زودگوار
5 بازدید
[ گُ ] (نف مرکب) سریع الهضم. خوشگوار. سبک. زودهضم. مقابل دیرگوار. سریع الانهضام. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): و او [ پایها ] زودگوارتر است... از قبل آن زودگوار است که او را حرکت بیش از دگر اندامها بود. (الابنیه عن حقایق الادویه، یادداشت ایضاً). از غذا هرچه کسی را خوش آید و آرزو کند زودگوارتر باشد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت ایضاً). و غذاهای لطیف زودگوار و تری فزای باید داد. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت ایضاً). شرابی که آفتاب پرورده باشد لطیفتر و زودگوارتر از همهٔ شرابها بود. (نوروزنامه، یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «زودگوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر