معنی زودگذار
6 بازدید
[ گُ ] (نف مرکب) زودگذر. که زود گذرد: عَجْلی ََ؛ کمان تیز زودگذار. (از منتهی الارب، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || زوددرگذرنده. زودعفو: در خطا دیرگیر و زودگذار در عطا سخت مهر و سست مهار.سنائی.
کلمات همقافیه با «زودگذار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر