معنی زودکش
4 بازدید
[ کُ ] (نف مرکب) سم الساعة. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). زودکشنده. که در اندک زمانی مرگ آورد: در وی آهسته رو که تیزهش است دیرگیر است، لیک زودکش است.نظامی.
کلمات همقافیه با «زودکش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کش» برای سرودن شعر