معنی زودغرس
7 بازدید
[ غَ رَ ] (ص مرکب) زودخشم. تندخشم. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): گرنه بدبختمی مرا که فکند به یکی جاف جاف زودغرس او مرا پیش شیر نپسندد من نتاوم بر او نشسته مگس. رودکی (یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «زودغرس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رس» برای سرودن شعر