معنی زودتر
6 بازدید
[ تَ ] (ص تفضیلی، ق مرکب) پیشتر از وقت مقرر. مقابل دیرتر. (فرهنگ فارسی معین): آنکس که نباید بر ما زودتر آید تو دیرتر آیی به بر ما که ببایی.منوچهری. || تندتر. سریعتر. به شتاب تر. (فرهنگ فارسی معین). سریعتر و جلدتر و به تعجیل و به شتاب و به چابکی و چالاکی. (ناظم الاطباء). || بقدر امکان. (ناظم الاطباء). رجوع به زوتر شود.
کلمات همقافیه با «زودتر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تر» برای سرودن شعر