معنی زودبود
9 بازدید
(ص مرکب) کنایه از بیجا و بی حساب. (غیاث). بیهوده و بی جا و بی مناسبت. (ناظم الاطباء). کنایه از بی جا و بی حساب. و این را در مقامی گویند که شخص کاری بی تحاشی کند و بی پروائی نماید. (آنندراج).
کلمات همقافیه با «زودبود»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ود» برای سرودن شعر