معنی زوجة
5 بازدید
[ زَ جَ ] (ع اِ) زن. (آنندراج). زن. مقابل شوی. (ناظم الاطباء). زن. همسر مرد. ج، زوجات. (فرهنگ فارسی معین) (از اقرب الموارد). ربض. حلیلة. حنة. ثرغامة. حوبه. منکوحة. حلال. همسر. جفت. همخوابه. زن. مقابل شوی و شوهر. ج، زوجات. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). || جفت (مقابل فرد). (از دزی ج ۱ ص ۶۱۱).[ زِ وَ جَ ] (ع اِ) جِ زوج. (دهار) (آنندراج) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زوجة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جة» برای سرودن شعر