معنی زوبیوه
6 بازدید
[ بی وَ / وِ ] (اِ) حلقهٔ فلزی که بدستهٔ گرز و یا تبرزین نصب کنند. (ناظم الاطباء). رجوع به لسان العجم شعوری ج ۲ ص ۴۹ شود.
کلمات همقافیه با «زوبیوه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وه» برای سرودن شعر