معنی زوال یافتن
6 بازدید
[ زَ تَ ] (مص مرکب) زوال پذیرفتن. نقصان یافتن. از میان رفتن : روز دانش زوال یافت که بخت به من راست فکر کژنگر است.خاقانی. همه شب در اندیشه کاین گنج و مال در او تا زیم درنیاید زوال.(بوستان). زایل شود هر آنچه بکلی کمال یافت عمرم زوال یافت، کمالی نیافته.سعدی. رجوع به زوال و دیگر ترکیبهای آن شود.
کلمات همقافیه با «زوال یافتن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر