معنی زوائل
6 بازدید
[ زَ ءِ ] (ع اِ) جِ زائلة. (اقرب الموارد). || شکار. || زنان. || ستارگان. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || در علم احکام نجوم، بروجی که از پی بروج تالی اوتاد است. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «زوائل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ئل» برای سرودن شعر