معنی زهگرفته
7 بازدید
[ زِهْ گِ رِ تَ / تِ ] (ن مف مرکب) آبستن شده. بارگرفته (زن یا جانور ماده). || زمینی که شایستگی کشت و زرع را پیدا کرده. (فرهنگ فارسی معین).
کلمات همقافیه با «زهگرفته»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ته» برای سرودن شعر