معنی زهومتناک
5 بازدید
[ زُ مَ ] (ص مرکب) که رائحه نامطبوعه دارد. بدبوی : گوشت بط و مرغابی، غلیظ باشند و هر دو بسیارفضول و زهومت ناک باشند. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت بخط مرحوم دهخدا). و اندر ساحل زنگستان عنبریست سیاه و زهومت ناک. (ذخیرهٔ خوارزمشاهی، یادداشت ایضاً). رجوع به مادهٔ قبل شود.
کلمات همقافیه با «زهومتناک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ناک» برای سرودن شعر