معنی زهر خندیدن
6 بازدید
[ زَ خَ دی دَ ] (مص مرکب) خندیدن از روی خشم و تلخی : زهر خندد بخت بد بر زورق آن خاکسار کآتشین قاروره اش بر بادبان افشانده اند. خاقانی. عاشق همه زهر خندد از عشقت گر عشق اینست از این بتر خندد.خاقانی. رجوع به زهرخند شود.
کلمات همقافیه با «زهر خندیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر