معنی زهرمهره
7 بازدید
[ زَ مُ رَ / رِ ] (اِ مرکب) مهره ای باشد که بدان دفع زهر افعی و غیره کنند. (برهان) (ناظم الاطباء). مهره ای که بدان زهر دفع کنند. (فرهنگ رشیدی). مهره ای که بدان علاج زهر کنند و آن را زهرکش نیز خوانند. (انجمن آرا) (از آنندراج). سنگ پازهر. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «زهرمهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر