معنی زهرخندان
7 بازدید
[ زَ خَ ] (نف مرکب، ق مرکب) در حال زهرخند. زهرخندزنان : پسر از بخت خود برآشفتی زهرخندان به زیر لب گفتی.سعدی.
کلمات همقافیه با «زهرخندان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دان» برای سرودن شعر