معنی زهرآمیغ
7 بازدید
[ زَ ] (ن مف مرکب) زهرآلود. (یادداشت بخط مرحوم دهخدا): همه از آن شراب زهرآمیغ شده بخوردند. (الابنیه، یادداشت ایضاً).
کلمات همقافیه با «زهرآمیغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یغ» برای سرودن شعر